تبليغاتX
دیدار با یک دوست
زمینه سازی ظهور حضرت بقیه الله با ترویج فرهنگ فداکاری و ایثار میسر است(شهید حاج شیخ عبدالله ضابط)

دوست دارم صدات کنم تو هم منو نگاه کنی،من تو رو نگات کنم تو هم منو صدا کنی

قربون صفات برم از راه دوری اومدم،جای دوری نمیره اگه منو نگاه کنی

دل من زندونیه تویی که تنها می تونی قفس و وا کنی و پرنده رو رها کنی

میشه کنج حرمت گوشه قلب من باشه؟میشه قلب منو مثل گنبد طلا کنی؟

تو غریبی و منم غریبم اما چی میشه؟ دل این غریبه رو با خودت آشنا کنی

دوست دارم تو ایوون آیینت از صبح تا غروب،من باهات صفا کنم تو هم منو دوا کنی

دلمو گره زدم به پنجرت دارم میرم،دوست دارم تا برمی گردم گره ها را رو واکنی

دوست دارم از حالا تا صبح محشر همه شب،من رضا رضا بگم تو هم منو رضا کنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 20:17  توسط (این کمترین منتظر)  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 12:7  توسط (این کمترین منتظر)  | 

سلام آقا

خیلی وقت است دیگر برایتان نامه ننوشته بودم می خواستم بگویم من هنوز مستم از آن آیه های سوره یوسف

می خواستم بگویم که هنوز رعشه بر اندامم می اندازد پیراهن یوسف می خواستم بگویم آقا نفهمیدم اندکی واضح تر

آقا ببخشید ما را شما را بخدا ببخشید ما را

و ببخشید این کمترینی را حتی یک لحظه برای شما زندگی نکرد نفس نکشید ازخود گذشتگی نکرد

هیچ هیچ هیچ کار نکرد

آقا می خواهم از این به بعد در انتظارتان باشم

اما در انتظارتان بدوم نمی خواهم به انتظارتان بنشینم می خواهم به انتظارتان بر خیزم و حرکت کنم

برای آنچه شما می پذیرید

یاریم کنید آقا این کمترین کمترینان منتظرتان را

دست آخر اینکه

شاید این جمعه بیایید شاید

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 12:17  توسط (این کمترین منتظر)  | 

آه ای حسین حسین حسین

بگذار تا بار دیگر مقابل ایوان طلایت بایستم و رو به ضریحت زانو بزنم

بگذار تا باز هم این نگاه غبار آلوده با طلایی گنبد نمایت اشک توبه و شوق عشق را در هم آمیزد

ای معشوق ازلی و ابدی تاریخ بشریت

ای تجلی عشق الهی با انتهای معنی

بگذار شش گوشه مثلث عشقت را ببوسم

ودر اضلاع جاویدانش فنا شوم

بگذار عطر حرمت را بنیوشم

بگذار از چشمه سار معرفتت آب حیات بنوشم

بگذار تا در هوایت خاکستر شوم

خاکستر

خاکستر

آه ای حسین حسین حسین ...

برای بابای عزیزم!

مامان ضابط می گفت یکی از اولین روز های مرداد به دنیا آمده اید

بابایی تولدتان مبارک

فکر می کنم یکی از بچه هایتان هم مردادی باشد میروم به مامان زنگ بزنم بهشون تبریک بگم

بابا میبینمتان که در حرم مولا حسین پرسه می زنید خوشبحالتان بابا.من هم آنجا هستم.نگاهتان می کنم و می خندم.چه مهمانی بزرگی است!

بابا می گویند از وقتی رفتید کربلا یک ضایط دیگر شدید کارهایتان را سریع انجام می دادید کارهای عقب افتاده را تکمیل می کردید و نمی دانیم چه گفتید با حسین که جواز رفتنان صادر شد!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 18:13  توسط (این کمترین منتظر)  | 

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد

پ.ن:این روزها بعلت سرماخوردگی شدید نتوانستم عید مبعث را تبریک بگویم

پ.ن۲:خیلی دلم می خواست این شعر را در یکی از معابر شهرم ببینم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 20:19  توسط (این کمترین منتظر)  | 

سلام بابا ضابط عزیزم!

این روز ها دلم بدجوری هوای زهرا خانم و امیر حسین را کرده است.دلم می خواست کاش باز هم مامان ضابط قم بود و می رفتم پیشش حال و هوایی تازه می کردم.

دلم دوباره این روزها از همه دنیا گرفته و شوق دیدار دوباره تان باز هم در دلم جان گرفته است.بابا خیلی وقت است سری به این دختر حرف گوش نکن حقیرتان نمی زنید.

به من می گویند امسال دیگر مثل سال های قبل ماه رجب کار های مستحبی نمی کنی راست می گویند بابا اما دلم را به حرف حافظ خوش می کنم گاهی

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد

طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد

یادش بخیر دوسال پیش ماه رجب مشهد زیارت رجبیه توفیق شده بود و بیش از ده روز هر شب پیش مامان ضابط بودم خیلی از دانشجوها مرا به مامان ضابط نشان می دادند و می گفتند:دختر شماست؟چقدر با شما شباهت دارد!

هییییییی!

بابا یک سوال دارم بین من و شما چند سال فاصله است؟

یک سال؟دوسال؟ده سال؟چقدر؟

دیدید بابا! چند وقت پیش آیت الله العظمی بهجت از بین ما رفتند. خیلی بهشان غبطه خوردم نه بخاطر دریای کمالاتشان بلکه بخاطر اینکه زودتر به دیدار ربشان رفتند و من در سیل جمعیت داغدار ایشان حس خوشحالی می کردم برایشان و حس می کردم ایشان هم خوشحال اند که به اصل خویش پیوسته اند.

آن موقع نشد برایشان پستی بروم اما یاد شعر زیبای حافظ از لسان مبارک حضرت حجت الاسلام فاطمی نیا می افتم که براستی دل آدمی را می سوزاند:

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس

گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

حرف دیگر اینکه بابا ممنون از اینکه دعا کردید تا دوست صمیمی و قدیمی تان آقای احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور شود.

دیدید دعایتان اثر داشت.

برای من هم دعا کنید بابا برای من و خانواده ام.

این هم آخرین شعر:

///

شعر یادم نیامد بابا این عکس و شعر را می گذارم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 20:53  توسط (این کمترین منتظر)  | 

از آخرین خوابم و دیدارتان مدت هاست که می گذرد بابا!

در انتظار زلال نگاهتان هستم.

دریغ مدارید بابا!شما را به خدا قسم دریغ مدارید!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 19:24  توسط (این کمترین منتظر)  | 

سلام بابا یادم هست از شما شنیدم "زمان خاتمی مارا از در بیرون می انداختند از پنجره می رفتیم تو

.

شنیده ام میگفتید "می شود کار کرد ولی دوره خاتمی خیلی بهتان سخت گذشته بود.. بابا روزهای تازه رفتنتان بود که عکس های رنگارنگ کاندیداها ی انتخابات شورای شهر رفت بالای دیوار ساختمان ها درها تیر برق ها خیابان ها و کوچه ها

بابا یادم است با چند تا از بچه ها جلوی دفتر مدرسه ایستاده بودنم دختر خاله تان

(همکلاسی ام را میگویم)بین ما بود که خانم حجازی مدیر دبیرستان شاهد نجمیه آمد بینمان و با دل دردمندش که خاطرات جبهه و سال های دفاع از بین آه هایش می امد گفت عکس حاج آقا ضابط را میبینم که کنار این عکس های رنگارنگ  از ریا و پول پرستی قلبم آتش می گیرد .آخه آن موقع ها عکس های خوش آب و رنگ تبلیغاتی بدجوری مد شده بود.

بابا دوباره موسم انتخابات شده و این بار انتخاب برای هرکسی از همه انتخابات دیگر سخت تر شده.

بابا اوضاع خیلی بد است شما را به خدا دعا کنید.آنطور بد ناامید کننده که می گویند نه همه چیز خوب است الا اینکه مولایمان نیست چرا هست بابا کور شود چشمی که حضورش را حس نکند.بابا ۱۴صلواتی که می گویند هرکس سر مزارتان نثارشهدا کندحاجتش را میدهید نذر نگاهتان بابا ولی قول بدهید که دعا می کنید .

                           دعایتان اثر دارد!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 21:4  توسط (این کمترین منتظر)  | 

با خودت هرگاه تنها می شوی

خسته و دلتنگ زهرا(س) می شوی

قم برو که خانه عشق همه است

صاحب آن خانه بی بی فاطمه(س) است

چون که تو عرض ارادت کرده ای

قبر زهرا(س) را زیارت کرده ای

خاک او مانند خاک علقمه است

هم حسین(س) و هم رضا(ع) هم فاطمه(س) است

بارگاهش قبله گاه عالمین

صبر زینب(س) دارد و عشق حسین(ع)

این مکان موعود هر هم عهدی است

زائر ثابت در اینجا مهدی(عج) است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 10:45  توسط (این کمترین منتظر)  | 

سلام بابا!

بیشتر از همیشه حرف دارم و بیشتر از همیشه نمی توانم بگویم.

فقط اینکه...

فقط اینکه

....

خرم آن روز کزین منزل ویران بروم

راحت جان طلبم و از سوی جانان بروم

عشقم!نفسم!بابام!عزیزم!همه زندگی ام!فقط اگر بدانم شما راضی هستید راضی میشوم

ای کاش بدانم ای کاش مطمئن بشوم که بودید کاش ناشکری نکنم

استغفرالله

پ.ن

سال هاست که می دانیدبابا! طاقت طعنه شنیدن را ندارم پس یا دعا کنید نشنوم یا دعا کنید صبور شوم.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:26  توسط (این کمترین منتظر)  |